تبلیغات
روــایــــات و حـــکـــایــــاتــــ - مرد اصفهانی و امام هادی ع
روــایــــات و حـــکـــایــــاتــــ
ـآـنــچــه کــه ـشــیـعــه ـی عــلــی (عـلـیـه ـالـسّـــلـام) ـبــایــد ـبــدــانــد...
دوشنبه 6 مهر 1394 :: نویسنده : سیمین نقره

در اصفهان یک نفر شیعه به نام «عبد الرحمن» بود، به او گفتند: چه چیز باعث شد که فقط تو از میان مردم، به امامت امام على النقى (ع) قائل شدى؟ گفت: چیزى را از وى مشاهده کردم که موجب شد به امامت او قائل شوم. من مردى فقیر امّا با جرأت و سخندان بودم. سالى اهل اصفهان شکایتى داشتند و مرا با عده‏اى به سوى متوکّل روانه کردند. رفتیم و به آن­جا رسیدیم. روزى نزد درب قصر متوکل بودیم که دستور صادر شد تا امام على النقى (ع) را احضار کنند. 

از کسانى که آن جا بودند پرسیدم: این شخصى که دستور صادر شده که او را بیاورند، کیست؟ گفت: مردى علوى است که رافضى ‏ها مى‏گویند: او «امام» است. بعد گفتند شاید متوکل او را احضار مى‏کند تا وی را به قتل برساند. با خود گفتم: از این جا نمى‏روم تا ببینم این شخصى را که مى‏آورند کیست. ناگهان دیدم سوار بر اسب مى‏آید، و مردم هم  طرف راست و چپ او ایستاده‏اند و او را نظاره مى‏کنند. وقتى که او را دیدم محبتش در قلبم افتاد و پیوسته دعا مى‏کردم که خدا شرّ متوکل را از او دفع نماید. او همین طور که از میان مردم عبور مى‏نمود، به چپ و راست نگاه نمى‏کرد، فقط چشمش را به موهاى گردن اسب دوخته بود و من هم پیوسته براى او دعا مى‏کردم. هنگامى که مقابل من رسید، رو به من کرد و فرمود: خدا دعایت را اجابت کند و عمرت را طولانى نماید و ثروت و فرزندت را زیاد گرداند. عبد الرحمن مى‏گوید: در این هنگام، از هیبت و جلالت او لرزه بر اندامم افتاد و در میان رفقایم بر زمین افتادم. به من گفتند: تو را چه شده است؟ گفتم: خیر است و به آنها چیزى از ماجرا نگفتم.

بعد از آن به اصفهان برگشتیم و خدا به برکت دعاى او درهاى نیکبختى را به رویم گشود و ثروتمند شدم تا حدى که امروز، ثروت درون خانه‏ام به غیر از ثروتى که در خارج خانه دارم، بالغ بر هزار هزار (یک میلیون) درهم مى‏شود، همچنین خداوند ده فرزند به من عطا نموده است. اکنون نیز هفتاد سال و اندى از عمرم مى‏گذرد. آرى، من به امامت شخصى قائلم که از قلبم خبر داد و خدا دعایش را در مورد من اجابت کرد.

جلوه‏ هاى اعجاز معصومین علیهم السلام ، ص ۳۲۵ و ۳۲۶٫





نوع مطلب : امام هادی علیه السلام، روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام هادی النقی، معجزه، خدا، اصفهان،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

باور کنید همین شهدا اند که جلوی ما را می گیرند...
رفــتــنــد جــــانــــشــان را دادنــد، برای چــــــــه؟؟؟
بـــه وصــیــت هــایــــشـــان عـــمـــل کــردیـــــم؟؟؟
رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
در پناه حق...
مدیر وبلاگ : انصار الشهدا
نظرسنجی
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :