تبلیغات
روــایــــات و حـــکـــایــــاتــــ - مطالب روایات و حکایات
روــایــــات و حـــکـــایــــاتــــ
ـآـنــچــه کــه ـشــیـعــه ـی عــلــی (عـلـیـه ـالـسّـــلـام) ـبــایــد ـبــدــانــد...
چه مبارک شبی ست امشب ... 
سالروز ازدواج حضرت خدیجه و حضرت محمد مبارک 




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : محمد رسول الله، حضرت خدیجه کبری، ازدواج،
لینک های مرتبط :




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : فیلم امام علی ع،
لینک های مرتبط :
جمعه 30 شهریور 1397 :: نویسنده : سیمین نقره




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : سگ نجس است؟، سگ، حقوق حیوانات، گربه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 شهریور 1397 :: نویسنده : سیمین نقره




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : شافعی، امام علی،
لینک های مرتبط :

مردی در محضر امام صادق به دیگری گفت: ای پسر زن بدکاره امام فرمودند: سبحان الله، به مادرش تهمت زدی؟ قبلا در تو تقوا می دیدم ولی اکنون می‌بینم تقوا نداری مرد گفت: او پسر یک مشرک است امام فرمود:نمیدانی هر امتی آیینی دارد تا اهل آن از زِنا محفوظ باشد و تهمت زنا بر آنان جایز نیست، بر هر دین و عقیده ای که باشند







نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام صادق، حرام زادگی، تهمت زنا، اسلام،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 مرداد 1397 :: نویسنده : سیمین نقره

یک نفر نیست کمی آب بیارد؟ 

به خدا پسر فاطمه دارد جگرش می سوزد







نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : شهادت امام محمد تقی، امام جواد، امام نهم شیعیان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 مهر 1396 :: نویسنده : سیمین نقره
ابوسفیان نزد پیامبر آمد تا به خاطر عهدشکنی از پیامبر معذرت بخواهد ولی پیامبر او را نپذیرفت. ابوسفیان،چشمش به امام حسن که کودک بودند افتاد و ایشان را در آغوش گرفت تا نزد پیامبر ببرد و شاید پیامبر به خاطر نوه اش از او درگذرد.امام حسن با یک دست بر بینی و با دست دیگر بر محاسن او زد و در اینحال خداوند این کودک را به زبان آورد تاکه فرمود: (ای ابوسفیان! بگو جز خدای یکتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، #تا_من_شفاعت_کنم). امیرالمومنین با دیدن این صحنه فرمود: سپاس خداوندی راست که در ذریه محمد مصطفی، مانند یحیی بن زکریا قرار داد و این آیه را قرائت فرمود: (وآتیناه الحکم صبیا) در کودکی به او حکمت دادیم 

 ر ـ ک کامل ابن اثیر، ج 2، ص 239 ـ 241؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 6 ؛ بحارالانوار، ج 43، ص 326؛ خرائج راوندی، ج 1، ص 236 شماره 1.





نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام حسن، پیامبر، امام علی،
لینک های مرتبط :
 روزی انس بن مالک، #صحابی معروف #پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بصره تدریس حدیث می کرد، و شاگردان بسیار به دورش حلقه زده بودند. 
یکی از شاگردان پرسید: ما شنیده ایم آدم با ایمان بیماری برص (پیسی) نمی گیرد، ولی علت چیست که شما مبتلا به این بیماری هستی و لکه های سفید این بیماری را در شما مشاهده می کنم؟ 
انس بن مالک از این پرسش، رنگ به رنگ شد و قطرات اشک از چشمانش سرازیر گردید و گفت: آری، نفرین بنده صالح مرا مبتلا به این بیماری کرده است. حاضران تقاضا کردند تا جریان آن را بازگو کند. 
انس بن مالک چنین گفت: با جمعی در محضر رسول خدا (ص) بودیم، فرش مخصوصی از یکی از روستاهای مشرق زمین به حضور آن حضرت آوردند، آن حضرت آن را پذیرفت، آن را در زمین پهن کردیم و جمعی از اصحاب به امر آن حضرت بر روی آن نشستیم، #علی_بن_ابیطالب علیه السلام نیز بود. آن گاه علی (ع) به باد امر کرد، آن فرش از زمین برخاست و به پرواز درآمد و همه ما را کنار #غار_اصحاب_کهف پیاده نمود. ❤️علی(ع) به ما فرمود: برخیزید و بر اصحاب کهف سلام کنید. اصحاب از جمله ابوبکر و عمر یکی یکی سلام کردند ولی جواب سلام را نشنیدند. ناگهان #امام_علی_ع برخاست و کنار غار ایستاد و فرمودند: #السلام_علیکم_یا_اصحاب_الکهف_و_الرقیم سلام بر شما ای اصحاب کهف و رقیم #نکته   (اصحاب‌ کهف‌ و رقیم‌ جماعتی‌ بوده‌اند که‌ هم‌ اصحاب‌ کهف‌ نامیده‌ شده‌اند، و هم اصحاب‌ رقیم‌. #اصحاب‌_کهف‌ نامیده‌ شدند، به‌ خاطر این‌ که‌ در کهف‌ (غار) منزل‌ کردند و #اصحاب‌_رقیمشان‌ نامیدند برای‌ این‌ که‌ داستان‌ آنها در سنگ‌ نوشته ای در آن‌ ناحیه‌ پیدا شده‌ است‌، به‌ همین‌ جهت‌ اصحاب‌ رقیم‌ یعنی‌ اصحاب‌ نوشته‌ شدگان‌) از درون غار، صدا برخاست: و علیک السلام یا وصی رسول الله سلام بر تو باد ای وصی پیامبر خدا ❤️علی علیه السلام فرمودند: چرا جواب سلام یاران پیامبر (ص) را ندادید؟ آنها گفتند: ما مأذون نیستیم که به غیر پیامبران یا اوصیای آن ها، جواب بگوییم، و چون شما #خاتم_اوصیاء هستید، جواب سلام شما را دادیم. سپس روی آن فرش نشستیم و آن فرش برخاست و به پرواز در آمد و ما را در مسجد در حضور پیامبر (ص) پیاده کرد. پیامبر (ص) جریان را از آغاز تا آخر بیان کرد، مثل اینکه خودش همراه ما بوده است. 
انس ادامه داد: در این هنگام پیامبر (ص) به من فرمودند: هر وقت پسر عمویم #علی علیه السلام گواهی خواست، گواهی بده. گفتم: اطاعت می کنم. 
بعد از رحلت پیامبر (ص)، وقتی که ابوبکر متصدی خلافت شد، ساعتی پیش آمد که #علی(ع) در مقام احتجاج بود و به من فرمودند: برخیز و جریان پرواز فرش را شهادت بده. من با این که آن را در خاطر داشتم (به خاطر شرایط) کتمان کردم و گفتم: پیر شده ام و فراموش کرده ام. ❤️علی(ع) فرمودند: اگر دروغ بگویی خدا تو را به #بیماری_برص (پیسی) و #نابینایی و #تشنگی_دایمی دچار کند. از نفرین آن بنده صالح به این سه بیماری گرفتار شده ام، و همین تشنگی باعث شده که نمی توانم در ماه رمضان روزه بگیرم.
 روضة الواعظین، ص ۳۷ و ۳۸ بحار، ج ۴۱، ص ۲۱۸ و ۲۲۰ یا علی




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امیرالمومنین، علی بن ابیطالب، امام علی، پیامبر گرامی اسلام،
لینک های مرتبط :
آنگاه که امیرالمومنین سلام الله علیه قرآن را جمع آوری کرده به سوی آن مردم حرکت کرد و قرآن را هم در میان پارچه ای باخود برد. به آن مردم(عمر و عثمان و ابوبکر) فرمود: این کتاب کتاب خداییست که من آن را طبق دستور پیغمبر خدا صل الله علیه و آله همان طور که نازل شده بود جمع کردم. بعضی از آن مردم به حضرت علی امیرسلام الله علیه گفتند: قرآن را واگذار کن و خود برگرد!!!
 ️امیر عوالم سلام الله علیه به آنان فرمود: رسول الله صل الله علیه و آله فرموده: من دو چیز سنگین قیمت را که قرآن خدا و فرزندان من باشند، در میان شما می گذارم، آن دو چیز هرگز از یکدیگر جدا نمی شود تا نزد حوض بر من وارد شوند. پس اگر شما قرآن را قبول کردید باید مرا هم با قرآن قبول کنید تا بوسیله احکام خدا که در قرآن است در بین شما قضاوت نمایم. 
آن مردم در جواب حضرت گفتند: ما را به قرآن و تو احتیاجی نیست تو قرآن را نیز با خود ببر. تو از قرآن جدا مشو و قرآن هم از تو جدا نشود. 
پس حضرت علی امیر علیه السلام برگشت و طبق عهد و پیمانی که با رسول خدا صل الله علیه و آله از او گرفته بود با شیعیان خود در منزل خویش خانه نشین گردید. 
#فدای_مظلومیتت_علی_جان❤️ 
اثبات الوصیله ابوالحسن علی مسعودی، ص 261و262 یا علی




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امیرالمومنین علی، قرآن، پیامبر،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 مهر 1396 :: نویسنده : سیمین نقره
️حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: 
دل سه گونه است: 
❤️دلِ گرفتار دنیا 
❤️دلِ گرفتار عُقبی 
❤️و دلِ گرفتار مولا 
دلی که گرفتار دنیا باشد، سختی و رنج نصیب اوست. و دلی که گرفتار عقبی باشد، درجات بلند نصیبش شود. و دلی که گرفتار #مولا باشد، هم دنیا دارد و هم عقبی را و هم مولا را. 
سید بن طاووس، محاسبه النفس، ص ٣٥ یا علی




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : دل، حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم، امیرالمومنین علی،
لینک های مرتبط :
جمعه 24 شهریور 1396 :: نویسنده : سیمین نقره
 شیخ عباس قمی(ره) در فوائدالرضوی میگوید : كاروانی از سرخس اومدند پابوس امام رضا (ع) ، یه مرد نابینایی تو اونها بود ، اسمش حیدر قلی بود. اومدند امام رو زیارت كردند و از مشهد خارج شدند و در منزلیه مشهد اُطراق كردند ، و به اندازه یه روز راه از مشهد دور شده بودند شب جوونها گفتند بریم یه ذره سر به سر این حیدر قلی بذاریم خسته ایم بخنیدیم و سر گرم بشیم كاغذهای تمیز و نو گرفتند جلوشون هی تكون میدادند ، بعد به هم میگفتند ، تو از این برگه ها گرفتی؟ یكی میگفت : بله حضرت مرحمت كردند فلانی تو هم گرفتی؟ گفت : آره منم یه دونه گرفتم ، حیدر قلی یه مرتبه گفت : چی گرفتید؟ گفتند مگه تو نداری ؟ گفت : نه من اصلاً روحم خبر نداره ! گفتند : امام رضا برگ سبز میداد دست مردم ، گفت : چیه این برگ سبزها ، گفتند : امان نامه از آتش جهنم ، ما این رو میذاریم تو كفن مون قیامت دیگه نمیسوزیم ، جهنم نمیریم چون از امام رضا گرفتیم ، تا این رو گفتند دل كه بشكند عرش خدا میشود ، این پیرمرد یه دفعه دلش شكست با خودش گفت : امام رضا از تو توقع نداشتم ، بین كور و بینا فرق بذاری ، حتماً من فقیر بودم ، كور بودم از قلم افتادم ، به من اعتنایی نکردی دیدن بلند شد راه افتاد طرف مشهد ، گفت : به خودش قسم تا امان نامه نگیرم سرخس نمیآم باید بگیرم ، گفتند : آقا ما شوخی كردیم ما هم نداریم ولی هرچه كردند آروم نمیگرفت خیال میكرد كه اونها الكی میگند كه این نره شیخ عباس میگه : هنوز یه ساعت نشده بود دیدند حیدر قلی داره بر میگرده ، یه برگه سبزم دستشه ، نگاه كردند دیدند نوشته : 
 اَمانٌ مِّنَ النار انا ابن رسول الله على بن موسى الرضا
 گفتند : این همه راه رو تو چه جوری یه ساعته رفتی ؟ گفت : چند قدم رفتم ، یه آقایی اومد گفت : نمیخواد زحمت بكشی من برات برگه امان نامه آوردم بگیر و برگرد. ️
اللّهُـمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّـکَ الفَـرَج




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام رضا علیه السلام،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 شهریور 1396 :: نویسنده : سیمین نقره
مدتی پیش تو همین قم ما تعدادی محضر مرجع عالیقدر آیت الله حسین نوری همدانی رسیدند و خدمت ایشون عرض کردند که حاج آقا شماکه معتقد بودید بعدازامام دیگه هیچ کس نمی تونه حاکم اسلامی باشه چطور یک دفعه شروع به حمایت از نظام واقا کردید؟ایشان فرمودند:شبی حضرت زهرا سلام الله علیها رادیدم حضرت به من فرمود:شوهرم علی تنها ماند نگذارید فرزندم سیدعلی هم تنها بماند...



نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : آیت الله نوری همدانی، امام خامنه ای، امام علی امیرالمومنین، بانو فاطمه زهرا،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

باور کنید همین شهدا اند که جلوی ما را می گیرند...
رفــتــنــد جــــانــــشــان را دادنــد، برای چــــــــه؟؟؟
بـــه وصــیــت هــایــــشـــان عـــمـــل کــردیـــــم؟؟؟
رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
در پناه حق...
مدیر وبلاگ : انصار الشهدا
نظرسنجی
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :