روــایــــات و حـــکـــایــــاتــــ
ـآـنــچــه کــه ـشــیـعــه ـی عــلــی (عـلـیـه ـالـسّـــلـام) ـبــایــد ـبــدــانــد...
دوشنبه 17 مهر 1396 :: نویسنده : سیمین نقره
ابوسفیان نزد پیامبر آمد تا به خاطر عهدشکنی از پیامبر معذرت بخواهد ولی پیامبر او را نپذیرفت. ابوسفیان،چشمش به امام حسن که کودک بودند افتاد و ایشان را در آغوش گرفت تا نزد پیامبر ببرد و شاید پیامبر به خاطر نوه اش از او درگذرد.امام حسن با یک دست بر بینی و با دست دیگر بر محاسن او زد و در اینحال خداوند این کودک را به زبان آورد تاکه فرمود: (ای ابوسفیان! بگو جز خدای یکتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، #تا_من_شفاعت_کنم). امیرالمومنین با دیدن این صحنه فرمود: سپاس خداوندی راست که در ذریه محمد مصطفی، مانند یحیی بن زکریا قرار داد و این آیه را قرائت فرمود: (وآتیناه الحکم صبیا) در کودکی به او حکمت دادیم 

 ر ـ ک کامل ابن اثیر، ج 2، ص 239 ـ 241؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 6 ؛ بحارالانوار، ج 43، ص 326؛ خرائج راوندی، ج 1، ص 236 شماره 1.





نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام حسن، پیامبر، امام علی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 آذر 1395 :: نویسنده : سیمین نقره

حضرت فاطمه زهرا امام حسن را در کودکی به مسجد میفرستادند تا خطبه های پیامبر را گوش کرده و در منزل برای ایشان نقل کند، امام حسن با بلاغت تمام، تمام جملات پیامبر را بی هیچ کاستی به مادرش نقل میکرد. وقتی حضرت فاطمه از هوش فرزندش در نزد امام علی تعریف کرد، امام روز بعد در پشت پرده پنهان شدند تا سخنان امام حسن را گوش کنند ولی امام حسن اینبار نتوانستند شروع به سخن کنند و به مادر عرض کردند، ابهت فرد بزرگی را حس میکنم که در مقابلش نمیتوانم لب به سخن باز کنم





نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام حسن، هوش،
لینک های مرتبط :
امام حسن علیه السلام مانند پدر بزرگوارشان شبانه کیسه سنگینی پر از غذا را به دوش انداخته و به در خانه یتیمان و نیازمندان میرفتند و آن ها را به صورت ناشناس پخش میکردند




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام حسن، حسن بن علی، Imam Hasan، Hasan ebn Ali،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 آذر 1395 :: نویسنده : سیمین نقره




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام حسن، خسن بن علی، Imam Hasan، Hasan ibn Ali،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 تیر 1395 :: نویسنده : سیمین نقره
محبوب_آفرینش «حذیفة بن یمان» نقل می‏کند: 
«روزی بر بلندای کوهی، درمجاورت پیامبر بودیم و امام حسن(ع) که کودکی خردسال بود، با وقار و طمانینه در حال راه رفتن بود. پیامبر(ص) فرمودند: إِنَّ جَبْرَئِیلَ یَهْدِیهِ وَ مِیکَائِیلُ یُسَدِّدُهُ وَ هُوَ وَلَدِی وَ الطَّاهِرُ مِنْ نَفْسِی وَ ضِلْعٌ مِنْ أَضْلَاعِی هَذَا سِبْطِی وَ قُرَّةُ عَیْنِی بِأَبِی هُوَ؛ همانا جبرئیل او را همراهی می‏کند و میکائیل از او محافظت می‏نماید و او فرزند من و انسان پاکی از نفس من و عضوی از اعضاء من و فرزند دختر و نور چشم من است. پدرم فدای او باد. پیامبر(ص) ایستاد و ما هم ایستادیم، ایشان به امام حسن(ع) فرمود: أَنْتَ تُفَّاحَتِی وَ أَنْتَ حَبِیبِی وَ مُهْجَۀُ قَلبِی؛ تو ثمره من و محبوب من و روح و روان منی. 
بحارج43




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : حضرت محمد مصطفی ص، خدا، امام حسن، الله،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 مهر 1394 :: نویسنده : سیمین نقره
اللّهــم صلّ علــی محمّــد و آل محمّــد و عجّــل فرجــــهم و فرجنا به "

یكی از علماء كربلا به علم خود مغرور گشته و بیچاره از ویژگیهای ارزشمند خود و علوم و نماز شب و اعمال مستحب و زهد و تقوای خویش سخن می گفت و اظهار می داشت : من از (حضرت اباالفضل ) بواسطه این ویژگیها برتری دارم ، و اگر (اباالفضل ) این خصوصیتها را داشته باشد مثل من می باشد، و شهادت روز عاشورا نمی تواند با علم و فقه و ... برابری كند.
حاضرین در مجلس از این جسارت و غرور او در شگفت شدند، و از جهل و نادانی او متحیر، و تاءسف می خوردند. و او همچنان بر داشته های خود افتخار می كرد.
روز بعد حاضرین در مجلس شوق فراوان پیدا كردند كه خبری از مرد جسور پیدا كنند كه آیا دست از گمراهی خود برداشته یا نه ؟. رو به خانه او آوردند،



ادامه مطلب


نوع مطلب : این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست...، 
برچسب ها : کربلا، امام حسین، حضرت عباس، امام علی، امام حسن،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 شهریور 1394 :: نویسنده : سیمین نقره
پادشاهی از پادشاهان چین وزیری داشت و آن وزیر هم پسری داشت در نهایت نیکویی و زیبایی و پادشاه آن پسر را بسیار دوست می‏داشت، دختر پادشاه عاشق پسر وزیر شد و پسر وزیر نیز عاشق دختر پادشاه، وقتی پادشاه از این جریان مطلع شد دستور داد هر دوی آنها را بکشند، پس کشتند ولی بعدا پادشاه از تصمیم و دستوری که داده بود بسیار پشیمان شد و بخاطر محبتی که از آن دو داشت وزیرش را حاضر کرد و علمای قوم خود را خواند و ماجرا را برای ایشان تعریف کرد و برای زنده کردن ایشان از آنها راه چاره خواست، آنها گفتند: این مقدور نیست و هیچ کس نمی‏تواند چنین کاری برای تو انجام بدهد بجز مردی در شهر مدینه که نام او حسن بن علی بن ابیطالب (ع) می‏باشد. می‏گویند او می‏تواند از خدا بخواهد مردگان را دوباره زنده کند، پادشاه گفت: چقدر بین ما و مدینه فاصله است: گفتند: مسیر ما تا مدینه شش ماه است، پس مردی را حاضر ساختند و پادشاه گفت: به مدینه می‏روی و حسن بن علی (ع) را برای من می‏آوری و گرنه تو را می‏کشم، مرد از پیش پادشاه رفت و با ناراحتی خارج شد و از شهر بیرون رفت، طهارت نمود و دعا کرد و از خدا خواست که گره از مشکل او بگشاید.
ناگاه امام حسن (ع) به امر و قدرت خداوند در برابر آن مرد حاضر شده فرمود: برخیز، پس او برخاست و گفت: تو که هستی؟ فرمود: من حسن بن علی بن ابیطالب (ع) هستم، پس آن مرد به سوی پادشاه آمد و خبر آمدن حسن بن علی (ع) را به او داد و او بسیار خوشحال شد، سپس پادشاه امر نمود جسد دخترش و پسر وزیر را آوردند و آنگاه به امام حسن (ع) بسیار التماس کرد که از خدای سبحان بخواهد تا این دو را زنده کند و حضرت از خداوند متعال درخواست نمود و خدا آن دو را به دعای امام حسن (ع) زنده کرد سپس امام دختر پادشاه را به عقد ازدواج پسر وزیر درآورد.
در کتاب اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات ، شیخ حر عاملی (ره) به نقل از مجمع البحرین در مناقب السبطین سید بزرگوار سید ولی بن نعمة الله الحسین رضوی (ره) این مطلب را نوشته




نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام حسن، چین، خدا، زنده شدن، اسلام، شیعه، امام حسن مجتبی ع،
لینک های مرتبط :
روزی ﺍﻣﺎﻡ حسن ﻣﺠﺘﺒﯽ ‏(علیه‌السلام) ﺧﻄﺒﻪ می خوﺍﻧﺪ و همه ﺣﯿﺮﺍﻥ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ‏بودند.
ﻣﻌﺎﻭیه ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ به استهزا ﮔﻔﺖ:
ﯾﺎ ﺍَﺑﺎﻣُﺤﻤّﺪ! در قرآن آمده: (ﻻ ﺭَﻃﺐٍ ﻭَّ ﻻ ﻳﺎﺑِﺲٍ ﺍِﻻّ فِی ﻛِﺘﺎﺏٍ ﻣُﺒﻴﻦ) ﻫﻴﭻ ﺗﺮ ﻭ خشکی ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍین که ﺩﺭ ﻛﺘﺎب مبین ﺍﺳﺖ. شما ﻫﻢ ﺍﺩﻋﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺤﺘﻮﯾﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺎﺧﺒﺮﯾﺪ ..!
 با این حساب می توﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ: ﺭﺍﺑﻄﮥ ﺭﯾﺶ ﻣﻦ ﻭ ﺭﯾﺶ ﺗﻮ در ﮐﺠﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ است؟!



ادامه مطلب


نوع مطلب : روایات و حکایات، 
برچسب ها : امام حسن، معاویه، قرآن،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

باور کنید همین شهدا اند که جلوی ما را می گیرند...
رفــتــنــد جــــانــــشــان را دادنــد، برای چــــــــه؟؟؟
بـــه وصــیــت هــایــــشـــان عـــمـــل کــردیـــــم؟؟؟
رزمنده ای كـه در فـضای سایبر می جنـگی بـرای فـشردن كلیدهای كامپیوتر وضـو بگیر و بـا نیـت قربه الی الله مطلب بنویس.بدانكه تو مصداق و مارَمَیت اِذ رَمَیت ... هستی .تو در شبهای تـاریك جبهه سایبری از میدان مین گناه عبور میكنی مراقب باش،به شهدا تمسك كن بصیرتت را بالا ببر كه تركش نخوری...رابطه خودت را با خدا زیاد كن...با اهل بیت یكی شو و در این راه گوش به فرمان آنها باش.
در پناه حق...
مدیر وبلاگ : انصار الشهدا
نظرسنجی
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) چندتا صلوات میفرستید؟؟













جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :